السيد المرعشي
حياة القاضي الشهيد 118
شرح إحقاق الحق
وقال العارف الرحالة الجوالة السائح الحاج ميرزا زين العابدين الشيرواني في كتاب بستان السياحة ( ص 555 ط طهران ) ما لفظه : مرعش شهري است دلكش از شهرهاى شام ، وجند قنسرين ، وبلده ايست بغايت دلنشين ، آنكه گفته بلده ايست از جزيره موصل غلط محض است وديگري نوشته كه نام قلعه ايست ميان ارمنيه وديار بكر ، اينهم از وجهي غلط محض است ، واما آنكه قريب وبولايت ارمنيه است صحيح است ، وجانب جنوبش بغايت گشاد واصل شهر در زمين پست وبلند اتفاق افتاده ، بنظر بيننده بغايت فرخنده وخوش آينده است ، وقرب شش هزار خانه در اوست ، وقريه هاى معموره مضافات اوست ، آبش فراوان ودر جميع عماراتش روان ، هوايش طرب انگيز وخاكش حسن خيز ، در أكثر خانه هاى آنجا حديقه دلگشا وباغچه روح افزاست ، فواكه سردسيرش فراوان وحبوب وغلاتش ارزان ، وأكثر مشتهياتش موفور ، ومردمش همواره در عيش وسرورند ، هنگام بهار آن ديار رشك گلستان كشمير وقندهار است ، وهمه آن ديار گلزار سيما در قرب آن ارغوان زارى است كه راقم مثل آن كم ديده وكم شنيده است ، دلبران آن سرزمين غيرت بتان فرخار وچين است ، وعموما خوب چهره واز متاع حسن بابهره اند ، ومدت بسيار آن ديار دار الملك ملوك ذوالقدريه بود ، ابتداى دولت ايشان در سنه 780 هجري روى نمود ، وأول ايشان قراجا بن ذوالقدر بيك بود بعد از أو علاء الدولة ذوالقدر بغايت محتشم بود وشاه إسماعيل با أو مصاف داد ومكرر شكست بجانب ذوالقدريه افتاد ، وسلطان سليم خان قيص روم بر ملك أو مستولى گشت ، وهم زبان دولت ايشان در سنه نهصد وچند هجرى بدو در گذشت ، اكنون نيز طوائف ذوالقدر در آنجا سكونت دارند ، واز جانب خواندگار روم حكومت گذارند ، راقم چند گاه در مرعش بوده وبا أكابر وأعاظم آنجا معاشرت نموده و